تبليغاتX
راننده تاکسی
راننده تاکسی
اینجا همه چی مرتبه
پنجشنبه سوم اردیبهشت 1388
از نگرانی‌ها...
بدون اینکه کسی ببینه، تسبیحشو گرفت دستش، یه دور امن یجیبٌ زد، یه بار آیت‌الکرسی خوند، قرآنشو از تو کیفش در آورد و دخترشو از زیر قرآن سه بار رد کرد، یه بیست تومنی پاره‌پوره دور سر دخترش گردوند، پیشونی دخترشو بوسید و آروم تو گوشش گفت:"دیگه کسی نمیتونه چشمت کنه، تا این آهنگ تموم نشده، برو وسط برقص، باید پوز دخترعموی نیم‌وجبیتو حسابی بزنی"

+ نوشته شده در 10:15 توسط راننده تاکسی.