تبليغاتX
راننده تاکسی
راننده تاکسی
اینجا همه چی مرتبه
یکشنبه بیست و ششم آبان 1387
خاطرات جنگ...
عادت کرده بودیم از پشت هوای همو داشته باشیم ولی دشمن از جلو حمله میکرد...
+ نوشته شده در 1:56 توسط راننده تاکسی.
پنجشنبه بیست و سوم آبان 1387
توضیحات کامل...
پاک شد...
+ نوشته شده در 21:59 توسط راننده تاکسی.
یکشنبه نوزدهم آبان 1387
...
مث دومیدانی میمونه الکساندر، هر چقدر که تندتر بدویی زودتر می‌رسی جای اوّلت، باید یاد بگیری اونقدر کشش بدی که همیشه یه فاصله‌ای مونده باشه برا ادامه دادن، باید اونقدری باشه که بتونی خودتو راضی کنی تهش قراره یه اتفاقی بیفته...
تندتر که می‌دویی از بالا اسب‌تری...
+ نوشته شده در 17:5 توسط راننده تاکسی.
چهارشنبه پانزدهم آبان 1387
ما رو یادت نره پهلوون...
نوشته اگه یه روز بخوام برم خواستگاری، اولویت با اوناییه که لینکم کرده باشن...
+ نوشته شده در 14:1 توسط راننده تاکسی.
پنجشنبه نهم آبان 1387
به محل فرستادن صلوات نزدیک ميشوید...
قرار بود شما درستونو بخونید و سرتون تو درستون باشه، ما مملکتتونو اداره کنیم، خودتون بگید، کدوممون کوتاهی کردیم ؟
+ نوشته شده در 18:10 توسط راننده تاکسی.
جمعه سوم آبان 1387
ذلیل...
تو اصلاحيه کتاب اومده:
در صفحه سوم به اشتباه این کتاب به پدر و مادرم تقديم شده، که ضمن عذرخواهی، اين کتابو به همسرم که در حقیقت زحمات اصلی رو اون کشیده تقدیم می کنم، امیدوارم هر جا هست سالم باشه و میخوام بدونه که من و مانی همیشه منتظرش میمونیم...
+ نوشته شده در 1:31 توسط راننده تاکسی.