- تا دو ماه دیگه صاحب یه پسر میشم، مطمئن نیستم بتونم کارا رو درست انجام بدم... - تو هر کاریو که لازم بود، درست انجام دادی، از اینجا به بعدش دیگه همش به عهده مادرشه...
هر چی دلشون میخواد به عنوان بقیه پول به آدم میندازن. آدامسای سوپر مارکتیو تا جایی که میتونستم تو دهنم نگه داشتم تا احساس نکنم گولم زده، جاهایی که فک میکردم ممکنه زخم شه رو با چسبایی که از داروخونه به عنوان بقیه پولم گرفته بودم پوشوندم... حداقل میتونم خوشحال باشم که قصابی به اندازه کافی پول خورد داشت، وگرنه برا اینکه پولم حروم نشه معلوم نبود الان به عنوان بقیه پولم داشتم کجای گوسفندو میخوردم...
اگه میخواستم یه فیلم برا اکران تو ایران بسازم، 100 دقیقه یه پرده سیاهو نشون میدادم، بعد پرده سفید میشد و روش یه "خسته نباشید" میومد، اینجوری نه سر و صدای فیلمم حواس کسیو پرت میکرد، نه نورش باعث میشد کسی خجالت بکشه...
پ.ن1: فیلممو در پاسخ به اون دوستی که بدون اینکه آدرسشو بذاره گفت نوشته هام دارن تکراری میشن، دوباره اکران کردم، اصلاً میدونی چیه ؟ نوشته های خودت دارن تکراری میشن بی ادب! پ.ن2: صمیمانه نیازمند انتقادات و پیشنهادات شما هستیم...
سه تا آدم عوضیو در نظر بگیر که تصمیم میگیرن تو و دوستتو که آدمای پاکی
هستین، تو یه جای خلوت هتک حرمت کنن. حالا وقتی یکیشون داره ترتیب دوستتو
میده، بهت بر نمیخوره اگه اون دو تای دیگه تو صف منتظر شن تا نوبتشون شه ؟
ینی شاید بدت نیاد برا اینکه دوستت فک نکنه ازت بهتره، اونا یه نیم نگاهی
هم به تو داشته باشن حسود( ینی همون ترتیبتو بدن )...
- امسال کنکور فوق خیلی سخت بود، همه ناراضی بودن... - آره، راس میگی، فک کنم امسال تو کل ایران، هیچکی رتبش زیر صد نشه... - اوهوم، احتمالاً قراره جنگ شه، نیرو برا سربازی کم دارن، سوالا رو سخت گرفتن که کسی قبول نشه، همه برن سربازی...