تبليغاتX
راننده تاکسی
راننده تاکسی
اینجا همه چی مرتبه
چهارشنبه بیست و هشتم فروردین 1387
تنگه هرمز دو...
- با یه میلیون تا امضا همه کار میشه کرد، ما که داریم اینهمه امضا جمع میکنیم، پایه باشین زیرشم بنویسیم:
" لذا خواهشمند است نام کانال سوئز را هم به تنگه هرمز دو تغییر دهید..."

پ.ن: قبلنا که اینترنت نبود، ایرانیا چجوری امضا جمع میکردن که اسمشو هی این گوگل عوض نکنه ؟ آها بیخیال، هیچی...
+ نوشته شده در 20:35 توسط راننده تاکسی.
پنجشنبه بیست و دوم فروردین 1387
سال شکوفایی و نوآوری...
تفریح جدیدم راه رفتن با فاصله مناسب پشت سر دخترهای عامه پسنده( پالپ فیکشن )، همیشه استعداد و نوآوری جوونای این آب و خاک تو ساختن تیکه های جدید منو شگفت زده کرده و به شکوفایی و آینده این کشور امیدوار...
+ نوشته شده در 17:35 توسط راننده تاکسی.
یکشنبه هجدهم فروردین 1387
اعتقاد...
امروز کلی نگران بودم، نگران اینکه قبل از اینکه من کتاب آخر سلینجر رو تموم کنم، امام زمان ظهور کنه...
پ.ن: یه اجنبی سوسیال دموکرات گفته بود مسیح ظهور کنه، منم با توجه به پرمخاطب بودنم! بخصوص تو کشورهای ژاپن، سنگاپور و شوروی سابق! خواستم اینجا یه کار فرهنگی کرده باشم...
+ نوشته شده در 1:49 توسط راننده تاکسی.
سه شنبه سیزدهم فروردین 1387
دل تنگ...
میگه:
کاش اینجا نبودی، دلم برای گریه هام تنگ شده!

پ.ن: زندگی به نظر من دقیقاً شبیه اسب آبی میونه...
+ نوشته شده در 3:26 توسط راننده تاکسی.
پنجشنبه هشتم فروردین 1387
دیده شدن...
کبک برا اینکه دیده نشه سرشو میکنه زیر برف، آدما ولی برا دیده نشدن میدونن باید یه جا دیگشونو زیر برف کنن...
+ نوشته شده در 0:17 توسط راننده تاکسی.
چهارشنبه هفتم فروردین 1387
ازون نظر...
- چرا اینقد نگرانی ؟ دیدی که دکتر گفت طوری نیست، تا آخر شب هم احتمالاً مرخصش میکنن، اینقد خودتو اذیت نکن...
- نه بابا، نگران این نیستم که، میترسم به این قسمت مرد هزار چهره نرسم...
+ نوشته شده در 8:45 توسط راننده تاکسی.
پنجشنبه یکم فروردین 1387
سال نو...
- خب سعید جان، خدا رو شکر سال هم که نو شده، دیگه وقتشه کدورتا رو کنار بذاریم، با هم دوست باشیم، تو هم دیگه باید کوتاه بیای، اگه قول بدی منو از ته دلت ببخشیو دیگه ازم ناراحت نباشی، منم قول میدم دیگه وقتی تو مهمونی داری تو جمع سخنرانی میکنی، شوخی شوخی شلوارتو نکشم پایین!!!
+ نوشته شده در 13:30 توسط راننده تاکسی.