باید دری به تخته میخورد، کریسمس میفتاد تو نوروز، این بابا نوئل میومد و یه حالی به عمو نوروز ما میداد... وقتی 8 سالم بود خواب دیدم عمو نوروز سوار بر الاغی اومد و هر چی کادو تو عید جمع کرده بودم با خودش برد...
- داره از خودم بدم میاد، تا حالا عاشق نشدم، نمیدوم ولی حس میکنم مشکل از منه... - زیاد نگران نباش، اولش یکم سخته، یه بار که عاشق شی، بعدش کم کم دستت میاد...
پ.ن: وقتی پشت سر هم پست میذاری، تو دو حالت ممکنه قرار داشته باشی که متاسفانه من الان تو حالت دوم صدق میکنم...
خیلی بلاگشو دوس داشتم، بهترین بلاگی بود که دیده بودم، جمع کرد و رفت، خیلی حالم گرفتست، میخواستم برم و براش بنویسم که چقد نوشته هاشو دوس داشتم، چقد دوس داشتم بازم بنویسه، ولی حیف که نوبت اون بود که کامنت بده...
1. مجموعه قوانین راهنمایی و رانندگی... 2. شیمی دوم دبیرستان ( کمترین نمره قبل از دوران دیپلم)... 3. تنظیم خانواده ( شرم و حیای بیش از حد اجازه خواندن قسمت خواهران را بطور کامل نداد )...
همان اندازه که دوست داشتید آبرویمان را بردید جناب افلاز، ما بازی نمیکنیم دیگر...